شب سرد
در باره همه چیز
شاید خیلیاتون فکر کرده باشین که به خاطر ازدیاد وبلاگها من این اسم رو انتخاب کردم ولی باید بگم که amra اسم مستعاره یک دوست ۱۰۰٪ من هست. و چون خیلی به شماره ده در فوتبال وبه رونالدینیو علاقه داره این عدد رو انتخاب کرده .ما از تمام رازهای همدیگه خبر داریم و دوستیمون رو هم خیلی دوست داریم تو این مدت دوستیمون شده حتی با هم دعوا کنیم ولی خیلی زود با هم آشتی میکردییم ولی یه نقطه مشترکی که داریم اینه که همدیگه رو درک میکنیم و تو سختیها همدیگرو رها نمیکنیم یه چند وقتی هم هست که این رفیقمون رو ندیدیم این درسا حتی تو رفاقت هم دخالت میکنن نیست.زیر باران باید شست دل زغم زتنهایی در بیابان باید بست در خاطرات را.زیر باران باید برد عشق را در بیابان ترس گمراهی.دل زباران باید کند در بیابان باید رفت. باشی! تو دنیای امروز همه به فکر رفاقت هستند ولی کسیی هست که بخواد با خدا دوست بشه؟مردمی که دم از رفاقت میزنن تو یه چشم به هم زدن دشمن خونی هم میشن .و خدا . . . به قول یکی از دوستان برای این مردم خدا تو یه صندوقه که هر وقت احتیاج داشته باشن در صندوق رو باز میکنن و طلب حاجت میکنن به انتظار هم دارن که دعاشون برآورده بشه. بعضیاهم که با خدا معامله میکنن و بعضی . . . بگذریم میخواستم بدونم به نظر شما: ۱ـیه همچین آدمایی تو جامعه نیست؟ ۲ـتعدادشون کمه یا زیاد؟ ۳ـراه حل چیه؟ میوه. عشق بدون زیبایی به گلهایی میماند بدون رایحه وبه میوه های که هسته ندارند... زندگی.عشق و زیبایی.یک روحند در سه بدن که نه از یکدیگر جدا میشوند و نه تغییر میکنند. جبران خلیل جبران بقیه قورباغه ها در کنا گودال جمع شدندو وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که چاره ای نیست و شما به زودی خواهید مرد.دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتندو با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند.اما قرباغه های دیگر مدام میگفتند که دست از تلاش بردارید چون نمیتوانید از این گودال بیرون بیایید.بالاخره یکی از آن دو تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شدو دست از تلاش برداشت و به داخل گودال پرت شد ومرد.اما قورباغه دیگر همچنان تلاش میکرد.هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش نتیجه ای ندارد او مصمم تر میشد تا اینکه از گودال بیرون آمد. وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند:مگر تو حرفهای ما را نمیشنیدی؟ معلوم شد که قورباغه ناشنواست.در واقع او در تمام مدت فکر میکرده که دیگران او را تشویق میکنند. شمع ها را میخورم به نام تنها کسی که در تنهایی هایم تنهایم نگذاشت روزی تمام زندگیم را در خواب دیدم.خواب دیدم دنیای من همچون ساحلی است که دو رد پا کنار ان به چشم میخورد.گاه این ردپاها یکی میشد و گاه بار دیگر ردپای دوم پیدا میشد.به خداوند گفتم این ردپاهای چه کسانی است؟گفت:(این رد پاهای من وتوست که در راه زندگی هم قدم بودیم.) با ناراحتی گفتم پس چرا گاهی یکی از رد پاها محو میشود؟ خندید و پاسخ داد: (آن زمان هنگام سختیهاست که من تو را به دوش گرفته و میبردم...) کامتون. راستش رو بخواین یه چند وقتیه که دلم بد جوری گرفته از درس از مدرسه از خونه و... نمیدونم شاید دارم دیوونه میشم از اینکه هیچکس به یادم نیست یا این احساسی که دیگه هیچکس من رو دوست نداره.اینقدر این چند وقت جمله درس بخون کنکور از سوم شروع میشه رو شنیدم که دارم دیوونه میشم.دیگه از اون حس لطیف و جملات نقضمم خبری نیست شما ها لا اقل کمکم کنید واییییییییییییی دارم دیوونه میییییییییییشم ای خدا فعلا" خداحافظ

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

